رویارویی با مشکلات اقتصادی، گروه بزرگی از جوانان تحصیل کرده ایرانی را بر آن داشته تا دست به قاچاق سوخت به کشورهای همسایه از جمله پاکستان بزنند. کاری پرمخاطره که سود هنگفت آن بسیار وسوسه انگیز است.
احمد روزگاری زندگی خوبی از راه ماهیگیری از دریایچه هامون داشت. ولی بعد از خشک شدن دریاچه به دلیل خشکسالی های شدید و استفاده بیش از اندازه منابع آب برای آبیاری، او شروع به قاچاق سوخت کرد. او تنها نیست؛ تقریبا در یک روز 6 میلیون لیتر سوخت از ایران به پاکستان قاچاق میشود. به عبارت دیگر بیش از دو میلیارد لیتر در سال! قیمت ارزان سوخت در ایران و قیمت بالای آن در پاکستان بر جذابیت این کار میافزاید.
قاچاق سوخت غیر قانونی و ممنوع است و پلیس شدیدا با قاچاقچیان مبارزه میکند. در حالی که خیلی از قاچاقچیان از ماشین استفاده میکنند، احمد الاغ ها را برای این کار به راه های صعب العبور کوهستانی که به پاکستان ختم میشوند، هدایت میکند. روزی در یکی از این راه ها، احمد توسط پلیس متوقف و بار او مصادره میشود. در راه برگشت اگرچه احمد بار خود را تسلیم کرده بود، پلیس به پای او شلیک کرده و الاغ های او را نیز میکشد. احمد به بیمارستان منتقل میشود ولی پزشکان مجبور به قطع کردن یک پای او میشوند.
متاسفانه، داستان احمد برای خیلی های دیگر نیز اتفاق افتاده. در استان سیستان و بلوچستان، بیکاری بیداد میکند. یکی از فقیرترین و محروم ترین مناطق ایران. این فشار های اقتصادی جوانان زیادی را مجبور میکند که به سمت قاچاق بروند و خطرات آن را متحمل شوند.
عکاس مستند آقای صادق سوری تخمین میزند که بیش از 3000 وسیله نقلیه در این استان در کار قاچاق سوخت استفاده میشوند. و این کار اخیرا بسیار پر درآمد شده به طوری که بسیاری از قاچاقچیان مواد مخدر وارد این عرصه شده اند. زمانی که تحریم های بین المللی علیه ایران سفت و سخت شد، بازار قاچاق به علت تغییرات سریع ارزش پول ایران تغییر کرد. بعضی وقت ها حتی قاچاقچیان قادرند سوخت را آن طرف مرز به ده برابر قیمت آن در ایران بفروشند.
در مقابل، دولت ایران برای جلوگیری از قاچاق، دیوارهای سیمانی و خشتی در مناطق مسطح ساخته است. اما در بعضی از مناطق به ویژه مناطق کوهستانی، تنها سیم خاردار می تواند استفاده شود. سوری می گوید به همین دلیل است که الاغ ها اغلب در آنجا کارساز هستند. او می گوید: “قاچاقچیان از خودروها تا جایی که ممکن است، استفاده میکنند و سپس بار را با الاغ در کوهستان ها حمل مینمایند و به قول یکی از قاچاقچیان “کار نهایی توسط الاغ ها انجام می شود”. نرسیده به کوه ها، تعقیب و گریز هراس آورتر است. هنگامی که وسایل نقلیه وارد منطقه مرزی می شوند، پلیس حق تیر دارد. پلیس سعی در تیراندازی به لاستیک خودروها دارد، اما این کار میتواند منجر به تیر خوردن خود قاچاقچیان شود. در پاسخ، رانندگان با نهایت سرعت حرکت میکنند تا از دست پلیس فرار کنند. برای وسایل نقلیه سرنگونی و آتش گرفتن کاملا محتمل است. سوری تخمین می زند که ماهانه 10 الی 20 نفر زخمی یا کشته می شوند.
علی رغم این آمار تاسف بار، مناطق مرزی پاکستان نیز وابسته به سوخت قاچاق شده اند. گزارش اخیر از پاکستان تخمین زده است که بیش از 35000 وسیله نقلیه در استان بلوچستان پاکستان به سوخت قاچاق متکی هستند. قیمت فعلی گازوئیل در ایران برابر با 0.09 دلار آمریکا در هر لیتر است، در حالی که درپاکستان، قیمت آن 0.73 دلار در هر لیتر است. دولت ایران در ماه مارس 2017 گزارش داده است که انتظار میرود قاچاق سوخت به دلیل افزایش گشت و گذار، تغییر قیمت سوخت و سایر اقدامات کاهش یابد، اما مشخص نیست این امر تا چه حد عملی شود.
در میان موضوع های اقتصادی کلان، داستان های زیادی در زندگی افراد عادی نهفته است و این همان جایی است که سوری لنز خود را به سوی آن نشانه گرفته. سوری امیدوار است که مستندسازی وی شرایط افرادی مانند احمد، که مجبور به قاچاق سوخت به خاطر بدبختی و عدم اشتغال مناسب هستند را، بهبود بخشد. شاید این افزایش آگاهی باعث ایجاد فرصت های شغلی جدید برای این نیروهای کار جوان و تحصیل کرده شود.
نوشته: جینا ویلیامز
رانندگان اشعاری را در پشت وسایل نقلیه خود مینویسند تا پلیس ها راه آنها را در مسیر مسدود نکنند. در اینجا یک قاچاقچی نوشته است: ” سالار بلوچستانم، روز و شب در بیابانم گرچه گازوئیل کشم تیرم مکن جوانم.
این افراد مسلمانان سنی هستند و در روز 5 مرتبه نماز میخوانند. آنها کار خود را بعد از نماز صبح شروع میکنند. نمازی که بعد از آن قاچاقچیان سوخت به وسیله خودروهای خود به مناطق مرزی میروند و آماده میشوند تا جان خود را به خطر بیاندازند.
قاچاقچیان هنگام غروب وارد انبارهای سوخت میشوند. انبار ها در جایی که قاچاقچیان زندگی میکنند، ساخته شده و این باعث افزایش خطر اتش گرفتن خانه های آنها میشود. بعد از پر کردن گالونها قاچاقچیان به سمت مرز پاکستان حرکت میکنند. هر خودرو تقریبا 2000 لیتر سوخت حمل میکند.
گاه قاچاقچیان در جاده های مرزی تا سرعت 210 کیلومتر در ساعت رانندگی می کنند. آنها از مواد دود زا برای جلوگیری از دید مرزبان ها استفاده می کنند. اگر آنها توسط پلیس دستگیر شوند، یک تا دو میلیون تومان جریمه خواهند شد. در بسیاری از موارد، مرزبان ها در همان ابتدا به آنها شلیک میکنند.
دولت ایران تصمیم گرفته از دیوار در مناطق مسطح و از نرده و سیم خاردار در مناطق کوهستانی برای جلوگیری از قاچاق (و همچنین جلوگیری از ورود تروریست ها) استفاده کند. قاچاقچیان با استفاده از الاغ در مناطق کوهستانی به این کار دولت پاسخ دادند.
از سال 2013 تا 2016 حدود 10000 الاغ برای قاچاق سوخت در مرز ایران و پاکستان مورد استفاده قرار گرفت.
حدود 3000 الاغ به علت کار سخت در مسیرهای کوهستانی و حمل بارهای سنگین جان خود را از دست داده اند.
در حال حاضر بیش از 3000 وسیله نقلیه در استان سیستان و بلوچستان قاچاق سوخت میکنند. آنها در نقطه صفر مرزی جمع میشوند که آخرین نقطه ای است که اتومبیل ها استفاده میشوند. آنها محموله خود را آنجا خالی میکنند و دیگران سوخت را به الاغ ها بار زده و راهی کوه های پاکستان میشوند.
در برخی از راه های غیرقابل عبور، جایی که حتی الاغ ها نمیتوانند بار را جابه جا کنند، قاچاقچیان سوخت با دست بشکه های گازوئیل را حمل میکنند.
پلیس چندین بار به خودرو ابوبکر شلیک کرده، اما او هر دفعه جان سالم به در برده است! در آخرین تیر اندازی 4 گلوله به شیشه جلو خودرو وی اصابت کرده.
در اینجا، رانندگان سوخت را به صاحب یک انبار که درست در مرز است تحویل میدهند. این برای رانندگان امن تر است، زیرا آنها مجبور نیستند از مرز عبور کنند. اما این کار سود کمتری دارد. حسین مالک این انبار بزرگ است. بیش از 200 وسیله نقلیه، هر کدام با 2000 لیتر دیزل، تخلیه می شوند و برای سوخت خود پول میگیرند.
اصلان 12 ساله است. او سوخت قاچاق شده را به انباری در پاکستان حمل میکند .
حسین بعد از تخلیه گازوئیل به خانه بازمیگردد.
عبدالله 28 ساله است. او مدرک لیسانس کشاورزی دارد. پس از خشکسالی در سیستان و بلوچستان، باغ های او خشک شدند. او به قاچاق دیزل متوسل شد. او می گوید قاچاق دیزل پول خوبی دارد، اما کار بسیار سخت و کثیفی است. او پس از فروش دیزل خود، در نزدیکترین چشمه در مرز پاکستان استحمام میکند. او می گوید اگر دولت ایران یک کارخانه تاسیس کند یا شغلهای مناسبی در اینجا ایجاد کند، هرگز به دنبال قاچاق سوخت نخواهد رفت.
خودروهای حمل سوخت نیمه شب به ایران باز میگردند.
خودروی قاچاق سوختی که پس از تیر اندازی پلیس آتش گرفته است. در این حادثه راننده جان خود را از دست داده است.
لال خان 2000 لیتر دیزل را به مرز پاکستان برد. در راه برگشت، او گلوله خورد و بعد از 30 دقیقه خونریزی شدید در جاده، به بیمارستان منتقل شد. نخاع او آسیب دیده است. لال خان نمی داند چه کسی به او شلیک کرد. او اکنون از هر دو پا فلج است.
احمد ماهیگیر بود و از راه ماهیگیری از دریاچه هامون امرار معاش میکرد. پس از خشک شدن دریاچه، احمد تصمیم گرفت تا به وسیله الاغ خود گازوئیل به مرزهای شرقی ببرد. پلیس او را متوقف کرد و بار او را مصادره کرد. بعد پلیس به پای او شلیک کرده و الاغ او را میکشد. احمد به بیمارستان منتقل میشود، اما گلوله استخوان پای او را نابود کرده بود و پای او باید قطع میشد.
مریم، شوهر و دو فرزندش را در قاچاق سوخت از دست داده است. در حالی که شوهرش بیش از 1800 لیتر گازوئیل را به مرز پاکستان میبرد پلیس به او شلیک میکند و او کشته میشود. به دلیل بیکاری، پسرانش احمد و علی نیز به کار قاچاق سوخت وارد شدند. سه سال بعد از مرگ پدرشان، آنها 2000 لیتر گازوئیل را به سوی مرز حمل میکردند. در راه، پلیس به خودرو احمد شلیک کرده و خودرو واژگون میشود. علی برای نجات برادرش به سمت ماشین احمد میرود، ولی ماشین منفجر شده و احمد جان میسپارد. علی با سوختگی شدید به بیمارستان منتقل میشود و دو روز بعد در بیمارستان فوت میکند. مُجیب و معین، فرزندان علی و احمد، اکنون با مادربزرگشان زندگی میکنند.
عبدالله 24 ساله است. او با بیش از 2200 لیتر گازوئیل به مرز سراوان میرفت، تنها مرزی که به وسیله سیم خاردار محافظت میشود و نه دیوار. قاچاقچیان میخواستند دیزل را به مردم محلی که با الاغ های خود از مرز رد میشوند، تحویل دهند. آنها با سرعت زیاد رانندگی میکردند که خودرو واژگون میشود و بیش از 50 درصد بدن عبدالله میسوزد. او در این حادثه هشت انگشت دستش را از دست داد.
مجموعه که مشاهده کردید، عکسهایی بود از صادق سوری که در سایت لنز کالچر به عنوان یکی از مجموعه های منتخب سال فوم تلنتس منتشر شده و تا تاریخ 12 نوامبر 2017 در موزه فوم آمستردام به نمایش گذاشته شده بود.
درباره صادق سوری
صادق سوری عکاس مستند اجتماعی متولد سال 1364 در نهاوند است. او تحصیلات خود را در رشته عکاسی و تصویربرداری از دانشگاه علمی کاربردی به اتمام رساند و از سال 1388 عکاسی را به صورت جدی آغاز کرد. همچنین دیپلم عکاسی هنرستان ارشاد زاهدان در 1382، دیپلم انجمن سینمای جوانان ایران در 1383، دیپلم تصویربرداری آموزشگاه هیلاج در 1388، از دیگر مدارک تحصیلی اخذ شده توسط صادق سوری میباشد.
از جمله فعالیت های وی در طی سالهای متمادی میتوان به عکاس خبرگزاری مهر 1388، عضو انجمن عکاسان ایران 1390 الی 1395، مدیرعامل کانون عکاسان سیستان و بلوچستان 1389الی 1395، عضو انجمن صنفی مطبوعات ایران 1393الی 1395، عکاس روزنامه محلی زاهدان 1385 الی 1393 اشاره کرد.
ترجمه توسط بهراد مصطفایی
برگرفته شده از وبسایت لنز کالچر
2 دیدگاه دربارهٔ «مجموعه قاچاقچیان سوخت از آقای صادق سوری»
استفاده کردیم
عالی بود دست تون درد نکنه